

اکبر آقا ( همون فتنه گره ) و یزدی این بچه زرنگه مدرسه ، که هفتهٔ پیش سر یه بسته پفک تو زنگ تفریح واسه هم شاخو شونه کشیده بودن با میانجی گری گنده لاتو ، عزیز دردونهٔ مدیر یعنی حاج احمد گل گلابی باز دوباره با هم رفیق شدن . این احمد آقا که دید این دعوا به نفعش ( بخوانید به مصلحت نظام ) نیست ، اومدو به تشخیص مصلحت یه دندونی نشون داد و گفت من مصلحتو تشخیص دادم ، با یزدی جون بهتر تا کن ، اکبر آقام که از قدیمیاست ولی جدیدن واسه اینکه حاج احمد عزیز دردونه شده ترسیدو سریع قبول کرد .
این احمد آقا یده طولایی تو آشتی دادن بچهها داره ، یکیش همین دفعهٔ پیش که بعد از شونزده آذر اومدو کلی به اون آدم بدا ( کروبی و موسوی ) حرف گفت ، اونام تنبیه شدن ، و گفتن روز عاشورا مردم همین طورکی خود جوش اومدنو شلوغ کردنو خودشونو به کشتن دادن رفتن بالای دار ، به جون مامانامون ما بی تقصیریم ، ما که حرفی نزدیم ، آقا مدیرم که دید اوضاع اینطوریه سریع دوباره گیر داد به مدرسه بقلی ، و گف دانش اموزای ما اگاهو بیدارن این دانش اموزای مدرسه بقلی هی گولشون میزنن …..
بر گرفته از : تابناک
Keep it Up
توسط: pooya در فوریه 5, 2010
در 8:01 ب.ظ.
اینا با اون یه خروار عمامه ای که سرشونَ، هر چی هم که توسری بخورن، دردشون نمیاد….بدبختی اینه!!!….(ممنون که دعوت کردی)
توسط: Kousha در فوریه 7, 2010
در 10:25 ب.ظ.